خرید بک لینک

ظاهر سارايي

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از نظر حقوقي رسم است كه هر كس ميخواهد ملكي را به نام خود سند بزند، بايد مراحل مختلف و دشواري را طي كند، مثلاً اينكه قباله و قولنامهي درست ارائه دهد؛ شاهد معتبر داشته باشد؛ ادعايش بررسي و كارشناسي شود؛ چند بار در نشريات محلي و ملي اطلاعيه شود و كلي رسم و رسوم نفسگير ديگر، تا حقي از كسي ضايع نگردد و كسي كه در آن ملك صاحب حق است از حق خود محروم نشود. اين مثال را آوردم تا بدانيم كه زبان و ادب و آداب و فرهنگ نيز ميتواند ملكي مشاع باشد كه افراد و اقوام زيادي ميتوانند در آن حق مالكيت داشته باشند. حال، هر كس كه بخواهد بخشي از اين ملك مشاع فرهنگي را به نام خود سند بزند، بايد تكليف خود را با شركاي ديگر معين كند. اخيراً ميشنويم كه «گوڵوهني/ گُلوَني» به نام فلان جا سند خورده و يا فلان قوم آمده و واژگان و زبان و ... مشترك با ديگر اقوام و مناطق فرهنگي پيراموني خود را به نام خود سند زده و به اعتبار اين سند مخدوش، خود را از بقيه مستقل شمرده است، حال آنكه دستاويز او، واژگان، آواها، قواعد صرفي و دستوري و آداب و رسوم و پيشينهي فرهنگي مشتركي است كه به تنهايي از آن او نيست.
دستگاهها و نهادهايي كه چنين اسناد مالكيت فرهنگي را به نام اين و آن صادر كردهاند كاش به شيوهي مرسوم ثبت اسناد و املاك تأسي ميكردند و حتماً پيش از آنكه سندي صادر كرده و داشتههاي مشترك فرهنگي را به نام بخشي از مالكان اصلي آن سند ميزدند، استعلامي ميگرفتند؛ اطلاعيهاي ميدادند، كار كارشناسي انجام ميدادند و حساسيتها و دغدغههاي ديگر معارضان و شركا را نيز در نظر ميگرفتند چرا كه اين حساسيتها ميتواند بعضا منشاً رنجشها و سوءبرداشتها و البته تضييع حق ديگران باشد.
اگر خيلي بدبين نباشيم و چنين كاري را ناشي از غرض و مرض ندانيم، بايد آن را حمل بر ناآگاهي و بيكفايتي كنيم كه آن همه چندان قابل اغماض نيست.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

https://t.me/darwachdariche

برچسب: نویسنده: حسین کاشانی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 23:17

صفحه بندی