خرید بک لینک

ماجرای من و شعر «ثانیه‌ها»

شعر «ثانیه‌ها» را بین سال‌های 70 یا 71 بود که گفتم و در صفحه‌ی «بشنو از نی» روزنامه‌ی اطلاعات، زیر نظر علی‌رضا قزوه، چاپ و منتشر شد. همان‌زمان هم در اندک‌مدتی معروف و مشهور شد و جالب اینکه همان زمان هم چندنفری در مجامع شعری این شعر را به نام خود خواندند. بعد از آن هم، و به‌دنبال سکوت شعری من و عدم حضورم در فضای شعر فارسی ایران، در فضای مجازی افراد زیادی آن را به خود منتسب کردند و خلاصه‌ این وسط سر ما بی‌کلاه ماند، چنانکه امروزه به‌سختی می‌توانم ادعا کنم این شعر از من است. غرض از ذکر این مقدمه، محکم‌کاری و انتساب مجدد این شعر به خودم نیست بلکه رفع اتهامی است که گاه متوجه‌ام می‌شود و بعضی می‌پندارند این شعر را من از دیگران برداشته‌ام.

ماجرای من و شعر «ثانیه‌ها»

در یکی از گروه‌ها پرتعداد استانی، که من هم حضور غیرمحسوس داشتم، یکی از همشهریان محترم که مدیر یک رسانه‌ هست و کباده علم و ادب می‌کشد، اصرار داشت که این شعر از ظاهر سارایی نیست و استناد می‌کرد به اسامی‌ای که این شعر را در فضای مجازی به خود منتسب کرده بودند که البته یکی از دوستان شاعرم، از خجالت ایشان درآمد.

شعر ثانیه‌ها نخستین بار در مجموعه شعر «به هرچه تازه سلام» که سال 81 انتشارات نیستان چاپ کرده، آمد و برای دومین بار در مجموعه‌‌‌‌ی «نشد پروانه‌ی باغ تو باشم» در صدر این مجموعه آمده است و البته بارها در کتاب‌های معتبر گزیده‌ی شعر فارسی در سال‌های اخیرکه توسط اهل فضل کار شده، منتشر شده است. یک‌بار دیگر این شعر را با هم می‌خوانیم با عرض پوزش از توضیح و تصدیعی که دادم.

«ثانیه‌ها»

ظاهر سارایی

چِقَدر ثانیه‌ها نامردند

گفته بودند که برمی‌گردند

برنگشتند و پس از رفتنشان

بی‌جهت عقربه‌ها می‌گردند

آه این ثانیه‌های بی‌رحم

چه بلایی به سرم آوردند

نه به چشمم افقی بخشیدند

نه ز بغضم گرهی واکردند

از چه رو سبز بنامم به دروغ

لحظه‌هایی که یکا‌یک زردند

لحظه‌ها همهمه‌هایی موهوم

لحظه‌ها فاصله‌هایی سردند

بگذارید ز پیشم بروند

لحظه‌هایی که همه بی‌دردند

@darwachdariche

برچسب: نویسنده: حسین کاشانی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 13:14

صفحه بندی